آب و جارو كرد عِمران خانه را

تا پذيرايي كند از يار خود

احترامي هم به عشق ديدنش

 بست چون قيصر به سرعت بار خود

آتشي چون رفت استقبال او

خير مقدم گفت با اشعار خود

چون گل آقا شد خبر خنديد و گفت

كرد عزراييل آخر كار خود

در بهشت امشب شب طنزي به پاست

هر كسي مي خواند از آثار خود

حوريان محو تماشا مي شوند

آن چنان كه غافل از رفتار خود

 

جمع اشان جمع است و محفل روبراه

جاي ما خالي است صد افسوس و آه

 

 

از : محمد جاوید )به یاد زنده یاد استاد منوچهر احترامی )