238


سعی کن با همه چیز کنار بیایی !

فرار نکن

زمین به شکل احمقانه ای گـِـرد است !

 

از : رسول یونان



از این پس ما را در پایگاه ادبی ویرگول دنبال کنید

235


ما ،

غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم

باید هم کابوس می دیدیم !

 

از : رسول یونان



از این پس ما را در پایگاه ادبی ویرگول دنبال کنید

137



با شعر و سیگار

به جنگ نابرابری ها می روم

من، دون کیشوتی مضحک هستم

که جای کلاهخود و سرنیزه

مدادی در دست و

قابلمه ای بر سر دارد

عکسی به یادگار از من بگیرید

من انسان قرن بیست و یکم هستم!


از : رسول یونان


از این پس ما را در پایگاه ادبی ویرگول دنبال کنید

094


بارانی مورب

در نیمروزی آفتابی

هیچ اتفاقی نیافتاده است

تنها تو رفته ای

اما من

قسم می خورم که این باران

بارانی معمولی نیست

حتما جایی دور

دریایی را به باد داده اند

 

از : رسول یونان



از این پس ما را در پایگاه ادبی ویرگول دنبال کنید

088


داشتم از این شهر میرفتم

صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی ای که رفت و غرق شد

البته...

این فقط می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم و...

تو صدایم کنی

فقط می خواهم بگویم

تو نجاتم دادی

تا اسیرم کنی

 

از : رسول یونان



از این پس ما را در پایگاه ادبی ویرگول دنبال کنید

082


نه امپراطورم

و نه ستاره ای در مشت دارم

اما خودم را

با کسی که خیلی خوشبخت است

اشتباه گرفته ام

و به جای او نفس می کشم

راه می روم

غدا می خورم

می خوابم و...

چه اشتباه دل انگیزی...

 

از : رسول یونان



از این پس ما را در پایگاه ادبی ویرگول دنبال کنید

077


مرگ در نمی زند

کلید می اندازد

مرگ اگر در بزند

که مرگ نیست

حتما مامور مالیات است

و یا پستچی و یا مهمان...

او چهره ای محو دارد

و در گلویش...

 مردگان سرفه می کنند

 

از : رسول یونان



از این پس ما را در پایگاه ادبی ویرگول دنبال کنید

064


اگر تو نبودی عشق نبود

همین طور

اصراری برای زندگی

اگر تو نبودی

زمین یک زیر سیگاری گلی بود

جایی

برای خاموش کردن بی حوصلگی ها

اگر تو نبودی

من کاملاً بیکار بودم

هیچ کاری در این دنیا ندارم

جز دوست داشتن تو

 

 

از : رسول یونان



از این پس ما را در پایگاه ادبی ویرگول دنبال کنید

054


یک روز می آیی

و در گورستانی دور

در استخوانم می دمی

تا شعر های نا سروده ام را بشنوی

 

از : رسول یونان



از این پس ما را در پایگاه ادبی ویرگول دنبال کنید