471
این داغ تازه ایست بر آن کهنه داغ ها
بالا بلند! رفتی از این کوچه باغ ها
سینه به سینه داغ نهادیم روی داغ
کوچه به کوچه پر شد از این اتفاق ها
وقتی نگاه می کنم از جای جای شهر
داغ تو روشن است به جای چراغ ها
پایان قصه ها همه تلخ است بعد از این
گم می کنند خانه ی خود را کلاغ ها ...
وقتی بهار می رسد از راه ، آه ...! آه ...!
جایت چه خالی است در این کوچه باغ ها
آه ای چنار پیر در این فصل یخ زده
گل از گلت شکفت ، ولی در اجاق ها !
از : جواد زهتاب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 11:12 توسط م . محمدی مهر
|
گلوله ای