454
گردون نگری ز قد فرسوده ی ماست
جیحون اثری ز اشک پالوده ی ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ی ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ی ماست
از من رمقی به سعی ساقی مانده است
وز صحبت خلق بی وفایی مانده است
از باده ی دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده است
از : عمر خیام
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۸۷ ساعت 22:29 توسط م . محمدی مهر
|
گلوله ای